ميرزا محمد حيدر دوغلات
319
تاريخ رشيدى ( فارسي )
از يكديگر سر مويى ، خورد و كلان نبود . و استاد شيخ احمد ، برادر بابا حاجى و مولانا جنيد و استاد حسام الدين غدارهگر و مولانا ولى ، اين جمله استادان ماهراند و بر « 1 » يكديگر چندان رجحان ندارند ملا يوسف شاگرد بهزاد است ، بغايت تيزدست ، آنچه استادان به يك ماه مىكنند ، وى در ده روز مىكند ، اما لطف قلم وى مقدار اين استادان نيست . تذهيب وى بهتر از تصوير وى است . مولانا درويش محمد كه استاد فقير است ، شاگرد شاه مظفر است ، در باريكى قلم مثل ندارد بلكه از شاه مظفر نيز گذرانيده اما چندان اندام و پختگى و ملاحت ندارد . گرفت و گيرها را بسيار خام مىسازد . وى صورت سوارى ساخته است شيرى را بر سر نيزه برداشته است ، مجموع آن در حد يك برنج مىماند . نقاش بسيار است اما آنچه استادند و سرآمد ، اين جماعتند كه ذكر رفت . و منهم المذهبون ، يارى در تذهيب استاد است ، از تذهيب وى ، تحرير وى بهتر ، و شاگرد ملا ولى است ، از وى گذرانيده و مولانا محمود مذهب از يارى بهتر ( 132 پ ) كرده است و بغايت نازك كرده است . ديباچه براى ميرزا سلطان حسين بنياد كرده است و ناتمام مانده در آنجا هفت سال كار كرده است ، چنان باريك ساخته است كه در مفاضل بند روحى كه شايد مقدار نيم نخود بوده باشد در آنجا يك ماه زرد زر ساخته ، پنجاه برگ اسليمى شمرده شده است باشد كه 105 همه را گذار و نشست به آن كرده . در آن زمان مذهبيان بسيار بودند اما استاد اين دوكساند كه ذكر يافته . و منهم المغنيون ، حافظ بصير است . به اتفاق ، مثل وى پيش از وى نبوده است . چنان استماع افتاده است كه در فصل بهارى در باغچهء شعر مىخواند ، طيور ، مثل بلبل و فاخته و صعوده بر گرد او جمع شدهاند ، در سر و كتف او نشسته و حافظ حسن على شاگرد وى است . آواز زيرى داشت ، در غايت لطافت برتر كتب و پر تحرير مىخواند و خواجه عبد الله مرواريد اگر چه از روى مولويت در سلك تذكرهء موالى مىشد و در شعر در
--> ( 1 ) . نب : + هر .